روزانه های مادر خانومی

خرید بک لینک
روز آخری رو که در ساندیه گو بودیم روزش رو به پیاده روی تو ساحل گذروندیم ،یادمه که باد هم زیاد داشت و پیاده روی تو اون هوا و حس کردن قطرات آب دریا که با باد تو هوا پخش می شد رو صورتمون ، حال و هوای خاصی داشت اگه وقت داشتیم و پیاده روی رو ادامه می دادیم به ساحل ل*خ*ت*ی ها می رسیدیم ، جایی که همه تو ساحلش باید کاملا لخت باشند ، و ما کاملا کنجکاو بودیم که از دور هم که شده یک سرکی بکشییم اما حیف که وقت نداشتیم و برنامه عصر داشتیم ... اون روز عصر برنامه رفتن به داون تاون ساندیه گو بود که جایی بود که نباید اونجا رو ندیده ساندیه گو رو ترک می کردیم . حدود ساعت 6 عصر اونجا بودیم فضایی کاملا سنتی و مطابق با حال و هوای مکزیک و پر بود از مغازه های خنزر پنزر فروشی که اکثرا فروشنده ها مکزیکی بودند کلی اونجا مغازه های نون فروشی بود که نون های مکزیکی می فروختند ، نونهای شبیه تافتون اما کوچیکتر با آرد ذرت به نام ترتیلا که با روغن مخصوصی سرو می شد .ما همینطور که قدم می زدیم و از حال و هوای متفاوت اونجا لذت می بردیم از این نونها هم خوردیم و کلی تو مغازه ها گشتیم و خنزر پنزر ها رو زیر و رو کردیم و من چ روزانه های مادر خانومی...

ما را در سایت روزانه های مادر خانومی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 16:58

16 روز از سفر گذشته و وقتش رسیده که به سمت سانفرانسیسکو و شهر عمه ام برویم . یک راهش این بود که با هواپیما بریم و یکساعت توراه باشیم ، یک راهش این بود که از اتوبان بریم و هشت ساعت تو راه باشیم و یک راهش هم این بود که از جاده کنار اقیانوس بریم و دو روزی در راه باشیم و کلی لذت ببریم، که ما به پیشنهاد داییم همین آخری رو انتخاب کردیم . این جاده که یکی از زیباترین جاده های آمریکا ست در تمام مسیر از کنار اقیانوس رد میشه و مناظری داره که نه تنها چشم نواز که بلکه روح و روان انسان رو نیز نوازش می کنه واین مسیر واقعا از اون مسیرهایی است که هرگز نمی تونم زیباییش رو براتون توصیف کنم . اول از همه خداحافظی سخت و اشک آوری با میزبانان مهربونمون داشتیم و با آرزوی دیدار به زودی از هم جدا شدیم و بعد اولین توقف در مقابل استارباکس بود وبعد قهوه به دست شروع سفرمون . نقشه مسیر این بود و حرکت ... ما قرار بود نهارمون رو در Malibu منزل پسرخاله مامانم باشیم پس Gps رو برای اونجا تنظیم کردیم و جالب این بود که همش جی پی اس می خواست مارو از جاده کنار دریا ببره به جاده اتوبانی ، چون از نظر اون این جاده بهتر روزانه های مادر خانومی...

ما را در سایت روزانه های مادر خانومی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 16:58

صفحه بندی